تبلیغات
یاد ایام - سلام به همه دوستان
یاد ایام

آوای سیلا

قدیم‌ها كوچه‌ها تنگ بودند حالا ولی دل‌هان كه تنگ‌ند.
بیشتر عشق‌های امروز، عشق نه، مایه‌ی ننگ‌ند.

یست وپنجم آذره و 5 روز دیگه هم چشم بهم بزنیم می‌گذره. عشـ.ـقـ.ـبازی نكردیم با پاییز امسال و رنگ‌ها و بارون‌ و مه‌هایی كه هیچ وقت نیومد. همونجوری كه تابستون هم ولو نشدیم روی ماسه‌های ساحل متل قو. شاید  راست میگن بیشتر عشق‌های امروز، عشق نه، مایه‌ی ...

با این‌ها زمستونُ سر می‌كنم. با این‌ها خستگی‌مُ در می‌كنم.

من نمیگم كه فرهاد خدا بیامرز میگه. زمستون داره سَلانه سَلانه میاد. چقدر پیر شدی زمستون! چقدر شكسته. چقدر خمیده. چقدر تكیده. چیكار كردی با خودت؟! ما رو بگی یه چیزی، تو دیگه چرا اینجوری دولا شدی؟!

كاش میشد این 365 روز سال رو یه جایی قایم می‌كردیم و هر موقع كه دوست داشتیم همون روز رو از توی خورجین درمیاوردیم. یعنی همه‌مون یه فروردین داشتیم، یه شب یلدا. سی روز مهر و سی و یك روز مرداد و هر موقع كه دل‌مون می‌خواست روزمون رو اون رنگی و فصل‌مون رو اونی می‌چیدیم كه دوست‌ش داریم. مثلاً امروز من می‌شد روزی كه برای اولین بار با محمد مهدی آشنا شدم، مال تو پنج شهریور، مال یكی دیگه هفت فروردین و اون یكی هم دو اسفند.

نه اشتباه نكردین. آدرس رو درست اومدین. اینجا وبلاگ محمد مهدی سیلاخوری هست. به گیرنده‌هاتون دست نزنید، شاید اشكال از فرستنده باشه!


نوشته شده در چهارشنبه 25 آذر 1388 ساعت 04:25 ب.ظ توسط MEHRAN MOSLEMI نظرات | |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت