تبلیغات
یاد ایام - زنده یاد محمد مهدی سیلاخوری
یاد ایام

آوای سیلا

می خوام سکوت کنم....

سکوت...

و فقط تماشا کنم....

و فقط گوش کنم....

حرف هایم را یا فراموش می کنم....

یا می ریزم یک جایی ته دلم تا کم کم بپزد....

و فقط نگاه میکنم...

وفقط گوش می کنم....

سکوت....

سکوت...

سکوت....

 

حرف هایم همه برای نگفتن است...

همه...همه...

برای نگفتن...

حرف ها....

 

حرف هایی که اشک می شوند بر چشمان روشنم به فردا

حرف هایی که آتش می شوند بر قلب گرفته ام ز دیروز

حرف هایی که برای نگفتن اند

حرف های ناگفته و ناگفتنی...

 

حرف هایم همه برای نگفتن است...

 

حرف هایم اشک می شوندو آتش و حسرت...

بغض می شوند و لبخند می شوند و فکرت...

درد می شوند و عشق،داغ می شوند و نفرت...

 

معجزه می شوند و آب می شوند بردل سوخته از ظلمت...بر دل سوخته ازحسرت...

 

فریاد می شوند ...سکوت می شوند...می مانند...می میرند....

اشک می شوند...آتش می شوند...آب می شوند...سکوت می شوند....

سکوت می شوند...

سکوت می شوند...

سکوت می شوند...


نوشته شده در سه شنبه 17 آذر 1388 ساعت 07:19 ب.ظ توسط MEHRAN MOSLEMI نظرات | |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت