تبلیغات
یاد ایام - جای خالی او راهیچ کس پر نکرد
یاد ایام

آوای سیلا

خیلی چاق بود. پای تخته که می رفت، کلاس پر می شد از نجوا. تخته را که پاک می کرد، بچه ها ریسه می رفتند و او با صورت گوشتالو و مهربانش فقط لبخند می زد.آن روز معلم با تأنی وارد کلاس شد. کلاس غلغله بود. یکی گفت:«خانم اجازه!؟گلابی بازم دیر کرده.» و شلیک خنده کلاس را پرکرد.معلم برگشت. چشمانش پر از اشک بود. آرام و بی صدا آگهی ترحیم را بر سینه سرد دیوار چسباند.لحظاتی بعد صدای گریه دسته جمعی بچه ها در فضا پیچید و جای خالی او راهیچ کس پر نکرد...

 

 

من هیچ وقت روزی رو كه بهم خبر فوت محمد رو دادن فراموش نمیكنم...

خیلی بد بود

نمیدونم چطور بگم... نمیشه بیانش كرد

.

.

 دكتر شریعتی كه سعی میكرد تا بچه هارو آروم كنه.

گریه بچه ها...

.

آخه محمد واسمون خیلی عزیز بود

محمد واقعا واسمون عزیز بود

عزیز بود و هست و خواهد ماند

.

.

.

برای شادی روحش صلوات بفرست


نوشته شده در دوشنبه 13 مهر 1388 ساعت 12:44 ب.ظ توسط MEHRAN MOSLEMI نظرات | |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت