تبلیغات
یاد ایام - تولدم مبارك
یاد ایام

آوای سیلا

امروز تو قسمت نظرات بلاگ یك پیغام گذاشته شد

از یك دوست

میخوام متن نوشته های این دوست رو برای همه شما بذارم تا همه بخونید

این عكس هم قرار بود برای روز تولد محمد جان بذارم تو بلاگ

اما امروز گذاشتم فقط بخاطر خاله

salam bax, ishala bishtar az 100 sale dige hamishe zire saie mohamad bashid o az in tarigh be jaee beresid. harchi tabrik begid bazam kameh, TAVALODAM MOBARAK
...............
آخر رفاقتت این بود عزیزکم! پارسال هم مونو صبح روز تولدت با این اس ام اس غافلگیر کردی... محمدم! گفتی صد سااااال، هنوز یه سال هم نشده .. زدی زیر قولت؟..
نمیخوام هرگز نمیخوام باور کنم که رفتی... هنوز منتظرم که از اصفهان برگردی...صبح 26 فروردین اس ام اس دادم : خاله نگرانم، هنوز نرسیدین اصفهان؟ ... نه تو جواب دادی... نه یونس... من هنوز منتظر جوابم. میخوام فریاد بزنم بغض این 5 ماه رو ... من شاکی ام ... از تو ... از خدا... که حسرتت رو به دلامون گذاشتین...
دلم میخواد به اندازه ی تموم این روزهائی که ندیدمت باهات حرف بزنم... به اندازه ی 142 روز. بهت گفته بودم محمد! هکر زده به سیستمم - اس ام اس ناشناس اومد گوشیمم هک شد هر چی داشتم پرید... خندیدیم و گفتم معلوم نیست کی خودمو هک کنن... و حالا 142 روزه که هک شدم.

هیچ کلمه ای توان وصف تو رو نداره. از چی میشه گفت... که هر چی بگیم کمه... از نگاه پاکت... ادبت... از خندهای فراموش نشدنی ات ... از صداقت و مرام لحظه لحظه ی رفاقتت... که اینها همه هست و اینهمه برای وصف تو کمه...
امروز خیلی دلتنگت بودم، خیلی دلم تنگه محمد!هنوز جرات رفتن به سر مزارت رو ندارم...... اسمتو سرچ کردم این وبلاگ رو دیدم. ... خیلی دلمون برات تنگه... خیلی. .. محمدم!
هرگز نتونستیم دوباره دور هم جمع بشیم... هر وقت هم که حرفی شد خاطرت ... اسمت اومد توی حرفامون ... و بعد بغض و نگاه مات و مبهوت همه مون... سکوت... و باز هم تو......
بخاطر بسپار همه ی لحظه های قشنگ جمعمون رو که با اون چشمای نازنینت از پشت لنز دوربینت ثبت کردی... بخاطر بسپار شبهای چهارشنبه سوری... خاطرات سفرهامون... مهمونی ها و تولدهامون... آتیش گردوندن ذغال قلیون و مثل همیشه سوختن موهای سرت.... بخاطر بسپار که هنوز جای انگشتات روی قطعه قطعه ی سیستم کامپیوترهامونه..... بخاطر بسپار شبهای دلتنگی و درددلامونو ... بخاطر بسپار همه ی لحظه هائی که هر کدوممون جداگانه در فراق تو اشک میریزیم...
بخاطر بسپار بعد رفتنت نگاه حیران و درمونده ی یونس رو ... بخاطر بسپار شیطتنتهای بی رنگ شده ی مسعود رو... بخاطر بسپار خندهای زورکی و سرد همه ی ما رو محمد رضا، آتنا، رضا، اکرم، یاسی، سارا، مجید، نیره، لیلا، میلاد، امیر، آرمان....


نوشته شده در جمعه 13 شهریور 1388 ساعت 05:10 ب.ظ توسط MEHRAN MOSLEMI نظرات | |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت