تبلیغات
یاد ایام - بیشتر بدانیم
یاد ایام

آوای سیلا

علت اینکه بعد از دفن میت روی قبر آب می ریزند یا شمع روشن می کنند و چوب تر همراه میت می گذارند چیست و فلسفه آن چیست؟

(ادامه مطلب)

در کتابهای فقهی آمده است: «مستحب است که بر قبر آب بپاشند و خلافی در این نیست (جواهر، ج 4، ص 319، چاپ ایران، 1392 ق).
در تحریرالوسیله (ج 1، ص 91، س 7) آمده است: «یکی از مستحبات دفن این است که پس از دفن میت، روی قبر آب بپاشند .
در وسائل الشیعه (ج 2، ص 859، باب 32، از ابواب دفن) شش حدیث از امامان معصوم نقل کرده است که همه این حدیث ها درباره پاشیدن آب روی قبر است. بنابراین یکی از مستحبات دفن پاشیدن آب روی قبر است. یکی از مستحبات دفن این است که به همراه میت دو چوب تر از شاخه خرما قرار بدهند و این مسأله اجماعی است و کسی در آن اختلاف ندارد و روایات فراوانی بر این دلالت دارند (جواهر، ج 4، ص 233).
در تحریرالوسیله آمده است: از مستحبات مهم این است که همراه میت دو چوب تر بگذارند، چه مرد و چه زن، چه کوچک و چه بزرگ. و بهتر است که این دو چوب از خرما باشد، اگر خرما نشد از سدر باشد. اگر سدر پیدا نشد از درخت خلاف (یک نوع بید است) و اگر بید پیدا نشد از درخت انار و اگر درخت انار هم پیدا نشد از هر درختی می توان استفاده کرد (ج 1، ص 77).
پس یکی از آداب دفن گذاشتن دو چوب تر به همراه میت است.
یکی دیگر از مستحبات این است که وقتی کسی شبانه درگذشت بهتر است که چراغی نزد میت روشن بکنند (وسائل، ج 2، ص 673، ب 45، ح 1).
و تا صبح روشن بماند (جواهر، ج 4، ص 21، س 10).
در حدیث آمده است: وقتی که حضرت امام باقر(ع) وفات کرد، امام صادق(ع) دستور داد در خانه ای که امام باقر(ع) سکونت داشت چراغ روشن کنند و وقتی امام صادق(ع) وفات کرد، امام موسی بن جعفر(ع) دستور داد که چراغی در خانه مسکونی امام صادق(ع) روشن کردند (جواهر، ج 4، ص 20).
البته اگر کسی شب بمیرد، معمولا چراغی در آن خانه روشن می کنند چون خواندن قرآن هم نزد میت مستحب است و لازمه خواندن قرآن در شب وجود چراغ است(همان).
بنابراین روشن کردن چراغ در نزد میت در صورتی مستحب است که میت شب بمیرد و بخواهند تا صبح دفن نکنند. البته اگر امامان و انسان های صالحی که محبوب مردم هستند وفات کنند، چون مردم برای زیارت آنها به محل قبر می روند، در این صورت مستحب است که مردم محل قبر را روشن کنند تا زائران در تاریکی نمانند و یا احتیاج نباشد که هر زائری با خود چراغ بیاورد ولی آیا روشن کردن چراغ بر سر قبرها در قبرستانها هم مستحب باشد معلوم نیست. آنچه می توان گفت این است که اگر میت شبانه بمیرد بهتر است چراغی نزد او روشن کنند. البته این را هم قاطعانه نمی توان گفت بلکه ممکن است که این عمل مستحب باشد نه یقینا.
فلسفه این کارها چیست؟
در برخی روایات، برای این امور فلسفه هایی گفته شده است ولی در اینجا به برخی از مطالب دانشمندان جدید اشاره می کنیم. برای روشن شدن این مطالب باید به این امور توجه کرد:
بیش از چهارده قرن است که دین اسلام دستوراتی برای رعایت حال محتضر داده است. محتضر کسی است که در حال جان کندن است و می خواهد بمیرد و این جهان را ترک کند. از دیدگاه اسلام حتی اهمیت کفن کردن مرده به اندازه اهمیت لباس پوشیدن است و در دفن مرده هم دین اسلام اصول اجتماعی، اقتصادی و بهداشتی را به طور کامل مراعات کرده است. دانش جدید هم در این اواخر درباره کسانی که در حال احتضار هستند، دستوراتی داده است و اگر به این دستورات عمل شود، در این صورت چنین نخواهد بود که محتضر را به اتاق ایزوله و از آنجا به مسجد و از آنجا به گورستان ببرند بلکه حال محتضر را رعایت خواهند کرد. امروزه مرده ها را یا می سوزانند یا مومیایی می کنند یا در دخمه می گذارند و یا به صندوقی می گذارند و دفن می کنند ولی دستور دین اسلام سوزاندن مرده و یا مومیایی کردن آن نیست بلکه زیر خاک دفن کردن با شرایط مخصوص مورد نظر اسلام است. برخی ایراد می کنند که چرا مردگان را که آلوده به انواع میکروبها هستند نسوزانیم. به اینها باید گفت که اگر هدف از سوزاندن از بین بردن میکروب ها است، در این صورت باید حیوانات را هم بسوزانیم چون در بیش از چهارصد بیماری با انسان مشترک هستند و اگر چنین باشد باید حتی فضولات و اخلاط حیوانات هم بلافاصله سوزانده شود چون آلوده به میکروب است و اگر چنین است در این صورت باید برگ درختانی که محتوی قارچ ها و باکتری هاست سوزانده شود و چیزهای دیگری هم باید سوزانده شود و این کارها نشدنی است و همه چیز را سوزاندن درست نیست. اشتباه اینگونه افراد در این است که قدرت فوق العاده میکروب کشی و پاک کنندگی زمین را فراموش کرده اند. قدرت میکروب کشی زمین از آتش کمتر نیست و نافع تر هم هست. اگر بخواهیم همه چیز را بسوزانیم این یک فاجعه بشری است. منابع علمی دنیا حتی از سوزاندن مرده ها هم اظهار بیزاری می کنند و بر آن ایراد می گیرند (مجله دانشکده پزشکی، تهران، سال 39، ش 219).
دستورات کفن کردن و دفن میت، در دین اسلام آنچنان مطابق اصول بهداشتی است که جنبه اعجاز دارد و اسلام 15 قرن پیش این دستورات را داده است و دستورات اسلامی در دفن و کفن مرده ها اگر به درستی عمل شود هیچگونه آلودگی پیش نمی آید و میکروب اجساد مرده ها در محیط منتشر نمی شود. مهمترین این دستورات به این صورت است:
1. بدن مرده را با مواد ضد عفونی کننده سدر و کافور می شویند.
2. بدن مرده را باید سه نوبت شست.
3. پس از آن که بدن میت یک بار با سدر و یک بار با کافور ضدعفونی شد و یک بار هم با آب خالص شست و شو شد، باید دوباره با کافور او را ضدعفونی کرد. این بار کافور را در آب حل نمی کنند بلکه خود کافور را به برخی از اعضای میت می مالند و این، یک نوع دیگری از ضد عفونی است. این عمل را حنوط می گویند.
4. کسی که مرده را غسل می دهد و می شوید، پس از هر غسل دست های خود را می شوید تا بر آلودگی نیفزاید (جواهر، ج 4، ص 154)
5. آبی که میکروب ها و آلودگی ها را از بدن میت جدا می کند باید در چاله ای فرو برود تا با خاک میکروب کش سر و کار پیدا کند نه با مردمی که در آن اطراف رفت و آمد دارند.
6. از سوراخ های بدن ممکن است ترشحات آلوده ای بیرون بیاید. این سوراخ ها را با پنبه ضدعفونی شده می گیرند تا قبل از متلاشی شدن جسد، چیزی از آن خارج نشود ولی وقتی که بدن متلاشی شد خروج ترشحات اشکالی ندارد زیرا که میکروب های ساپروفیت و بی آزار و آنهایی که مواد آلی بدن را تبدیل می سازند بر میکروب های مضر غلبه می یابند.
7. جسد را در دو پارچه تمیز می پیچند و پس از آن در یک پارچه سراسری قرار می دهند و پارچه سراسری را از بالا و پایین می بندند تا بدن در پارچه متلاشی شود.
8. پارچه ای که به عنوان کفن انتخاب می شوند سفید است زیرا رنگ سفید خاصیت فرار دهنده میکروب ها را دارد و اگر میکروب بخواهد از بدن خارج شود وقتی به پارچه سفید می رسد، به جای خودش بر می گردد. چند سال قبل در مصر وبا پیدا شد. ارسال مراسلات پستی به اروپا ممنوع شد. یکی از دانشمندان پاریس اعلام کرد که اگر پاکت ها سفید باشد اشکال پیش نمی آید و آلودگی به بار نمی آید.
9. مستحب است مرده را در زمینی که تا حال در آن کاری انجام نشده دفن کنند تا نیروی میکروب کشی خاک آن بیشتر باشد.
10. قبر باید عمیق باشد تا به آسانی ورود و خروج حشرات صورت نگیرد. اگر قبر عمیق نباشد حشرات درون قبر به بیرون می آیند و آلودگی ایجاد می کنند و حشرات بیرونی به درون قبر می روند و آلودگی بیرون می آورند.
11. برای این که حشرات داخل قبر نتوانند بیرون بیایند مستحب است روی خاک قبر آب بپاشند تا سوراخ ها مسدود شود و علاوه بر این آب پاشی باعث می شود که گرد و غبار به وجود نیاید و در نتیجه مردم از طریق تنفس مبتلا به بیماری نمی شوند. بنابراین فلسفه آب پاشیدن می تواند همین باشد که خاک قبر محکم شود و حشرات نتوانند به داخل قبر نفوذ کنند و یا از داخل قبر به بیرون بیایند.
12. قبرها همه مرتب و منظم و رو به یک جهت هستند تا علاوه بر رعایت نظم، زمین کمتری اشغال و آلوده شود.
13. قانون قبرسازی در اسلام چنین است که اول زمین را به اندازه قامت انسان می کنند. پس از آن در انتهای گودال رو به قبله به موازات قبر، قسمتی از خاک را بر می دارند تا مرده را کاملا در آنجا قرار بدهند و با چند خشت جانب حفر شده را مسدود می سازند تا آن مقدار زمین که در برابر جسد است سفت و محکم شود و زمین سست برابر سخت ترین اعضا یعنی پشت و ستون فقرات، قرار بگیرد و در این حال بدن فقط از یک طرف با زمین سست سر و کار دارد آن هم طرفی که کاملا مسدود و پوشیده شده است.
14. بهتر است دو قطعه چوب تر هم با میت همراه بکنند. در درجه اول از خرما باشد چوب خرما اسانسی دارد که حشرات از آن گریزانند. در درجه دوم چوب انار است. در چوب درختان و به خصوص خرما و انار موادی وجود دارد که در برابر تاریکی محفوظ می ماند و این دستور یک نوع ضد عفونی کردن فضای قبر است.
15. قبر را با همان خاکی که از قبر بیرون آورده اند پر می کنند و همین مستحب است چون این خاک احتمال آلودگی ندارد و دست نخورده است.
16. داخل قبر را سفید کردن و قیراندود کردن ممنوع است و بدن باید با خاک در تماس باشد نه با موادی که آتش دیده و قدرت دفاعی خود را از دست داده است.
17. نبش قبر ممنوع است چون احتمال آلودگی زیاد است جز در موارد ضروری.
18. باید مرده پاک و تمیز در قبر دفن شود و اگر پس از غسل ها و کفن کردن، جایی از بدن یا کفن آلوده شود باید شستشو داده شود.
19. کسی که با بدن مرده تماس دارد باید خودش هم غسل مس میت بکند تا خطر آلودگی برطرف شود.
از آنچه گذشت معلوم شد که فلسفه پاشیدن آب روی قبر مرده مسدود ساختن سوراخ ها و سفت کردن خاک است و فلسفه گذاشتن چوب تر این است که میکروب های بدن مرده توسط حشرات به جاهای دیگر برده نشود چون حشرات از اسانس موجود در خرما می گریزند و وقتی که میکروب های مفید بدن مرده بر میکروب های مضر غلبه یافتند از آن به بعد، خطر برطرف می گردد ( اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج 11، دکتر پاک نژاد، ص 31 - 42 و نیز در جلد دوم این کتاب در زمینه این مسائل بحث کرده است).
درباره فلسفه چراغ روشن کردن بر سر قبرها می توان گفت: قبرهایی که همیشه زائر دارد، مانند قبر پیامبران، امامان و صالحان بدون شک روشن نگه داشتن این قبرها در شب ها مستحب است. در زمان قدیم بیشتر مردم از شمع استفاده می کردند. در آن زمان مردم برای روشن کردن حرم پیامبر و امامان از شمع استفاده می کردند و اکنون که خانه ها را با برق روشن می کنیم، حرم پیامبر و امامان را هم با برق روشن می کنیم. در استحباب اینگونه روشن کردن شکی نیست. اگر قبرستان، قبرستانی است که زائران زیادی دارد، در این صورت هم مستحب است که مردم این قبرستان را روشن نگه دارند تا مردم در شب ها راحت باشند. چراغ ها را هم می توان بر سر قبرهای شخصی روشن کرد و هم می توان به صورت همگانی روشن کرد. حالا فرض می کنیم کسی مرده و او را در یک قبرستان متروک دفن کرده ایم و گاهی روزها برای خواندن فاتحه به آن قبرستان می رویم و هیچ وقت شب به زیارت آن نمی رویم. روشن کردن چراغ بر سر قبر این مرده چگونه است؟ براساس یافته های جدید علمی می توان گفت: بهتر است شب ها در قبر این مرده تازه دفن شده چراغ روشن بکنند و روز خاموش کنند چون این قبر، فعلا آلوده به میکروبها است و میکروب ها در تاریکی رشد می کنند و از تاریکی لذت می برند و از نور و روشنایی آسیب می بینند. همین الان دانشمندان علوم پزشکی و ... برای پرورش و رشد میکروب، جای آن را تاریک و مرطوب می کنند. مناسب ترین مکان برای رشد میکروب، محل تاریک و مرطوب است. برای این که از این قبر خطری متوجه انسان ها نشود می توان به مدت چند ماه یا یک سال و یا بیشتر، شب ها این محل را روشن نگه داشت تا میکروب ها نتوانند از داخل قبر به بیرون بیایند این کار، اشکال علمی ندارد ولی در روایات، این را ندیده ایم. به این نکته هم توجه بکنیم که حساب بدن پیامبر و امام معصوم(ع) و حتی برخی از انسان های صالح با بدن افراد یکی نیست.


نوشته شده در یکشنبه 28 تیر 1388 ساعت 09:50 ب.ظ توسط MEHRAN MOSLEMI نظرات | |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت